زندگینامه تیکو براهه

زندگی شخصی و تحصیلات

تیکو براهه متولد ۱۴ دسامبر ۱۵۴۶ یک نجیب دان ، دانمارک و نویسنده دانمارکی بود که مشاهدات دقیق و جامع نجوم و سیاره ای او را شناخته بود. او در شبه جزیره دانمارکی Scania متولد شد. از سن ۶ تا ۱۲ سالگی، تیکو در مدرسه لاتین حضور داشت، احتمالا درنیکوبینگ. در سن ۱۲ سالگی، در تاریخ ۱۹ آوریل ۱۵۵۹، تیکو تحصیلات خود را در دانشگاه کپنهاگ آغاز کرد . در آنجا، به دنبال آرزوهای عمویش، او قانون را مطالعه کرد، اما همچنین موضوعات مختلفی را مطالعه کرد و علاقهمند به نجوم شد . در دانشگاه، ارسطو جزء اصلی نظریه علمی بود و تیکواحتمالا آموزش کامل در فیزیک و کیهان شناسی ارسطویی دریافت کرد . او از خورشید گرفتگی ۲۱ اوت ۱۵۶۰ را تجربه کرد، و به شدت تحت تأثیر این واقعیت قرار گرفت که پیش بینی شده بود، هرچند پیش بینی بر اساس داده های مشاهدات جاری یک روز است. او متوجه شد که مشاهدات دقیق تر می تواند کلید پیش بینی دقیق تر باشد. او خریداری نجومی و کتاب در نجوم، از جمله یوهانس د ساکروبوسکورا د Sphaera موندی ، پتروس آپیانوس را Cosmographia SEU descriptio totius ORBIS و Regiomontanus را د triangulis omnimodis او در طول زندگی خود به عنوان یک اخترشناس ، اخترفیزد و کیمیاگر شناخته شده است ، او به عنوان “اولین ذهن متبحر در نجوم مدرن، به شدت احساس اشتیاق به حقایق دقیق تجربی ” را توصیف کرده است. هر دو پدربزرگ و تمام پدربزرگهایش به عنوان اعضای شورای پناهنده پادشاهی دانمارک مشغول به کار بودند . پدربزرگ پدربزرگش و تیله برهه، پروردگار قلعه طوستورپ در اسکانیا بود و در طی نزاع ۱۵۲۳ در مالمو در جنگهای اصلاحات یونان، در جنگ نابود شد. پدربزرگ مادرش، کلاوس بل ، ارباب به قلعه بوفهو پسر عموی دوم پادشاه سوئد Gustav Vasa ، در خون خون استکهلم در کنار پادشاه دانمارک علیه اشراف سوئد شرکت کردند. پدر او، تتهو اوتبره ، مانند پدرش یک مشاور ارشد سلطنتی، با بیت بییل ازدواج کرد ، که خودش یک شخصیت قدرتمند در دادگاه دانمارکی بود که دارای چندین عنوان سرزمین سلطنتی بود. هر دو والدین زیر طبقه کلیسای کرگد ، چهار کیلومتری شرق Knutstorp، دفن شده اند. مشاهدات او پنج برابر دقیق تر از بهترین مشاهدات موجود در آن زمان بود.او یکی از وارث چندین خانواده نجیب زاده دانمارکی بود و آموزش جامع داد. او علاقه مند به نجوم و ایجاد ابزار دقیق تر اندازه گیری شد. تیکو به عنوان یک اختر شناس کار کرد تا ترکیب آنچه که او به عنوان مزایای هندسی سیستم کورنیکن با مزایای فلسفی سیستم Ptolemaic به مدل خود از جهان، سیستم تیکونیک را دید . سیستم او به درستی دید ماه را به عنوان زمین در حال چرخش و سیارات به دور خورشید، اما اشتباه به نظر می رسید که خورشید در حال چرخش در زمین است. علاوه بر این، او آخرین اخترشناسان با چشم غیر مسلح بود و بدون آن کار می کردتلسکوپ برای مشاهدات خود. در De Nova Stella ( در ستاره جدید ) در سال ۱۵۷۳، او اعتقاد ارسطویی را به یک قلمرو مستعمره مستقل نفی کرد . اندازه گیری های دقیق او نشان داد که “ستارگان جدید” (stellae novae ، که امروزه به عنوان ابرنواختر شناخته می شود )، به ویژه از سال ۱۵۷۲ ، فاقد اختلاف منظمی بودند که در پدیده های زیر زمینی انتظار می رفت و به همین دلیل ستاره دنباله دار در اتمسفر نیستند. فراتر از ماه. با استفاده از اندازه گیری های مشابه نشان داد که ستاره های دنباله دار نیز پدیده های اتمسفر نبودند، همانطور که قبلا تصور می شد، و باید از طریق ظاهرا تغییر ناپذیرکره آسمانی .

 

ساخت رصدخانه

پادشاه Frederick II تیکو را املاک در جزیره هون و بودجه برای ساخت اورانیبورگ ، یک موسسه تحقیقاتی اولیه ، که در آن او ساخته شده است ابزار بزرگ نجومی ساخته شده است و اندازه گیری های دقیق انجام شده است، و بعد Stjerneborg ، زیر زمین، زمانی که او کشف کرد که ابزار خود را در اورانیبورگ به اندازه کافی ثابت نبودند در جزیره (جایی که او به طور خودبازانه نسبت به ساکنان رفتار می کرد)، کارخانه هایی مانند کارخانه کاغذی را تأسیس کرد تا مواد لازم برای چاپ نتایج خود را ارائه دهند. پس از اختلاف نظر با پادشاه جدید دانمارکی، مسیحی IV ، در سال ۱۵۹۷، او به تبعید رفت و توسط پادشاه بوهمیا و روم مقدس دعوت شدامپراتور رودولف دوم به پراگ، جایی که او به منجنیق رسمی امپریالیستی تبدیل شد. او در Benatky nad Jizerou یک رصدخانه ساخت . در آنجا، از سال ۱۶۰۰ تا زمانی که در سال ۱۶۰۱ درگذشت، او توسط یوهان کپلر ، که بعدها از داده های نجومی تیکو برای توسعه سه قانون حرکت سیاره استفاده کرد، کمک می کرد .

 

بدن و بینی تیکو

بدن تیکو در سال های ۱۹۰۱ و ۲۰۱۰ دوبار احیا شده است تا شرایط مرگ او را بررسی و شناسایی مواد از آن ساخته شود. نتیجه گیری این بود که مرگ او احتمالا ناشی از یک مثانه پشت سر هم بود، و نه به دلیل مسمومیتی که پیشنهاد شده بود، و به نظر می رسید که بینی مصنوعی از برنج یا نقره یا طلا بیشتر ساخته شده بود، همانطور که بعضی به زمان خود اعتقاد داشتند.یک بینی مصنوعی از نوع تیکو پوشیده بود. این نمونه خاص به تیکو تعلق ندارد.
در سال ۱۵۶۶ تیکو بره به تحصیل در دانشگاه روستوک رفت . در اینجا او با استادان پزشکی در دانشکده پزشکی معروف دانشگاه مطالعه کرد. در اینجا او به کیمیاگری پزشکی و پزشکی گیاه علاقه مند شد. [n 2] در تاریخ ۲۹ دسامبر ۱۵۶۶ تیکو بخشی از بینی خود را در یک دوئل شمشیر در برابر یکی از اعضای دانمارک دانمارکی، ماندروپ پارسبرگ از دست داد(عموزاده سوم خود). Tycho با پارسبرگ در رقص عروسی در خانه پروفسور لوکاس باخمیریست در روز ۱۰ دسامبر و دوباره در ۲۷ سپتامبر با هم دست به گریبان بودند و این دو به پایان رسید تا حل هر مسئله ای را که در آن با دوئل درگیر بودند حل و فصل کرد. اگرچه دو نفر بعدا آشتی کردند، دوئل (در تاریکی) منجر به تیکو از دست دادن پل بینی او شد و موجب بروز زخم گسترده در پیشانی وی شد. در دانشگاه او بهترین مراقبت ممکن را دریافت کرد، و برای بقیه عمر او بینی بینی گذاشته بود، گفت که از نقره و طلا ساخته شده است، در محل با یک رب یا چسب نگه داشته شده است . در ماه نوامبر ۲۰۱۲، محققان دانمارک و چک، پس از تجزیه و تحلیل شیمیایی نمونه کوچک استخوان از بینی از بدن exhumed در سال ۲۰۱۰، گزارش داد که پروتز ساخته شده است از برنج .

 

علم و زندگی در اورانیبورگ

در ماه آوریل سال ۱۵۶۷، تیکو از سفرهای خود به خانه بازگشت، با یک قصد قوی برای تبدیل شدن به یک دانشمند. اگرچه پیش بینی شده بود که او به سیاست و قانون برود، مانند بسیاری از شاگردانش، و اگرچه دانمارک هنوز در جنگ با سوئد بود، خانواده اش تصمیم خود را برای اختصاص خود به علوم حمایت کرد. پدرش می خواست او را به قانون برساند، اما تیکو مجاز به سفر به روستوک، و سپس به آگسبورگ (جایی که او ساخته شد یک ربع بزرگ )، بازل و فرایبورگ . در سال ۱۵۶۸ او را به عنوان منصوب شد CANON در کلیسای جامع روسکیلده، یک موقعیت را تا حد زیادی افتخاری که اجازه می دهد او را به تمرکز در مطالعات خود. در پایان سال ۱۵۷۰ او از وضعیت بد بیمار پدرش مطلع شد، بنابراین او به قلعه Knutstorp بازگشت، جایی که پدرش در تاریخ ۹ می ۱۵۷۱ درگذشت. جنگ تمام شد و اربابان دانمارکی به زودی به رونق بازگشت. به زودی، استیون بیلی، یکی دیگر از عمویش، به او کمک کرد تا یک آزمایشگاه رادیویی و شیمیایی در Herrevad Abbey ایجاد کند .

 

 

ابررایانه ۱۵۷۲

ستاره ای از صورت فلکی کاسپیوپیا نشان دهنده موقعیت ابرنواختری سال ۱۵۷۲ (ستاره ای با نام I )؛ از De Nova Stellaتیکو
در ۱۱ نوامبر ۱۵۷۲، تیکو (از Herrevad Abbey ) یک ستاره بسیار درخشان که در حال حاضر SN 1572 نام داشت ، که به طور غیر منتظره در صورت فلکی Cassiopeia ظاهر شد، مشاهده شد . از آنجایی که از دوران باستان حفظ شده بود که جهان فراتر از مدار ماه، ابدیت ناپذیری بود (ناامیدی آسمانی، یک اصل اساسی در دنیای ارسطویی بود )، ناظران دیگر معتقد بودند که این پدیده چیزی در حوزه زمینی در زیر ماه است. با این حال، در اولین نمونه تیکومشاهده کرد که جسم هیچ اختلاف منظر روزانه را نشان نداددر مقابل پس زمینه ستاره ثابت. این بدان معنا بود که حداقل دورتر از ماه و آن سیاره هایی است که این اختلاف منظر را نشان می دهد. او همچنین متوجه شد که شیء موقعیت خود را نسبت به ستارگان ثابت در چند ماه تغییر نیافت، همانطور که همه سیارات در حرکات مداری مداری خود را انجام دادند، حتی سیارات بیرونی که هیچ اختلال روزانه قابل تشخیص نبود. این نشان داد که حتی یک سیاره نیست، بلکه یک ستاره ثابت در میدان ستارهای فراتر از همه سیارات است. در سال ۱۵۷۳ او یک کتاب کوچک، De nova stellaرا منتشر کرد و بدین ترتیب اصطلاح nova را برای یک ستاره “جدید” به کار برد (اکنون ما این ستاره را به عنوان یک ابرنواختر طبقه بندی می کنیم و می دانیم که آن ۷۵۰۰ سال نوری استاز زمین). این کشف برای انتخاب نجوم به عنوان یک حرفه، تعیین کننده بود. تیکو به شدت از کسانی که مفاهیم از ظاهر نجومی را رد کرد، نوشتن در مقدمه حیاتی بود استلا د نوا : ” . INGENIA O crassa به O caecos coeli spectatores ” ( “آه عقل ضخامت اوه ناظران کور از آسمان است.”). انتشار کشف او نامی شناخته شده را در بین دانشمندان سراسر اروپا به وجود آورد.

 

طرح آبرنگ اورانیبرگ

تیکو با مشاهدات دقیق خود ادامه داد، اغلب با دستیار و دانشجوی اول او، سوفی بره ، خواهر کوچکترش، کمک می کرد . در سال ۱۵۷۴، تیکو منتشر شده مشاهدات ساخته شده در سال ۱۵۷۲ از اولین رصدخانه خود را در Hervevad ابی . او سپس در مورد نجوم سخنرانی کرد، اما به دانمارک در بهار ۱۵۷۵ به خارج از کشور سفر کرد. او ابتدا ویلیام IV، Landgrave هس-کاسل را دیدرصدخانه ای در کاسل بود و سپس به فرانکفورت، بازل و ونیز رفت و در آنجا به عنوان نماینده برای پادشاه دانمارک، با کارگران و صنعتگران که پادشاه می خواست در کاخ جدید خود در السینور کار کنند، عمل کرد. پس از بازگشت وی، پادشاه آرزو کرد که خدمات تیهو را بازپرداخت کند و موقعیت شایستهی از خانواده اش را ارائه دهد. او به او پیشنهاد کرد که انتخاب اسرار آمیز از املاک نظامی و اقتصادی مهم مانند قلعه های همرزوس یا Helsingborg باشد. اما تیکو تمایلی به جایگاه خود را به عنوان صاحب قلمرو قلمداد کرد، ترجیح می داد تا بر علمش تمرکز کند. او به دوستش جوهانس پارتنسس نوشت: “من نمی خواستم قلعه ای را که مالک خیرخواه من است، به من عطا کرد و من از جامعه در اینجا، اشکال معمول و تمام زباله ها ناراحت شدم”.تیکو مخفیانه شروع به برنامه ریزی برای حرکت به بازل، مایل به شرکت در زندگی در حال رشد علمی و علمی وجود دارد. اما پادشاه از برنامه های تیکو خواسته بود و خواستار حفظ دانشمند برجسته، تیکو جزیره هون را در اریسونود ارائه داد و بودجه برای ایجاد یک رصدخانه.

 

ربع بزرگ نقاشی تیکو

تا آن زمان، هون مالکیت مستقیما در زیر تاج بود و ۵۰ خانواده در این جزیره خود را به عنوان دارایی های مستبد در نظر گرفتند، اما با انتصاب تیچو بره به عنوان رهبر فئودال هون این تغییر یافت. تیکو کنترل برنامه ریزی کشاورزی و جو در زمان، نیاز دهقانان به کشت دو برابر به عنوان آنها قبل انجام داده بود، و او نیز تحمیل سخره کار از دهقانان برای ساخت و ساز قلعه جدید خود را. دهقانان در مورد مالیات بیش از حد بره شکایت کردند و او را به دادگاه بردند. دادگاه حق تیکو را برای اخذ مالیات و کار به عهده گرفت، و نتیجه قراردادی بود که تعهدات دوجانبه صاحب مال و صلح را در جزیره مشخص نمود.

 

 

نوت بوک تیکوبا مشاهدات خود از دنباله دار ۱۵۷۷٫

او ستاره دنباله دار بزرگ را که از نوامبر ۱۵۷۷ تا ژانویه سال ۱۵۷۸ در آسمان شمالی قابل مشاهده بود، مشاهده کرد. در حوزه ی لوتريسم، به طور معمول اعتقاد داشتند که اشیاء آسمانی مانند ستاره های دنباله دار، علامت های قدرتمند، اعلام آخرت، و علاوه بر مشاهدات تیکو، تعدادی از اخترشناسان آماتور دانمارکی شی و پیشگویی های مربوط به عذاب قریب الوقوع. او توانست تعیین کند که فاصله ستاره دنباله دار به زمین بسیار بیشتر از فاصله ماه است، به طوری که ستاره دنباله دار نمی تواند در “کره زمین” ایجاد شده باشد، و نتیجه های ضد ارسطویی قبلی خود را درمورد ماهیت ثابت آسمان فراتر از ماه. او همچنین متوجه شد که دم ستاره دنباله دار استهمیشه از خورشید دور بود. او قطر، جرم و طول دم خود را محاسبه کرد و در مورد مواد ساخته شده از آن قضاوت کرد. در این لحظه او تا به حال هنوز با نظریه کورنیکن شکسته نشده بود، و مشاهده دنباله دار او الهام بخش او را به تلاش برای ایجاد یک مدل جایگزین کوپرنیک که در آن زمین غیرمجاز بود. نیمه دوم مقاله خود را در مورد دنباله دار به جنبه های هولوگرام و آخرالزمانی ستاره دنباله دار پرداخت، و او را رد کرد پیشگوئی رقبای خود، به جای پیش بینی خود را از رویدادهای سیاسی وحشتناک در آینده نزدیک. در میان پیش بینی های او، خونریزی در مسکو و سقوط قریب الوقوع ایوان وحشتناک توسط ۱۵۸۳ بود.

 

 

حمایت امپراتور از تیکو

در سال ۱۵۹۹ او حمایت از رودلف دوم، امپراتور روم مقدس به دست آورد و به عنوان ستاره شناس دادگاه امپراطوری به پراگ نقل مکان کرد. تیکو یک رصدخانه جدید در یک قلعه در Benatky nad Jizerou ساخته شده در ۵۰ کیلومتری پراگ ساخته شده و برای یک سال کار کرده است. امپراتور پس از آن او را به پراگ آورد، جایی که او تا زمان مرگش باقی ماند. در دادگاه امپریالیست، همسر و فرزندان تیکو نیز مانند شایستگی رفتار می کردند که هرگز در دادگاه دانمارکی نبوده اند. تیکو حمایت مالی از چند اشراف علاوه بر امپراتور، از جمله اولدریش Desiderius Pruskowsky فون Pruskow، چه کسی به او اختصاص داده شده معروف خود را دریافت کرد مکانیکا . در راستای حمایت از آنها، وظایف تیکو شامل تهیه نمودارهای هولوگرام و پیش بینی برای مشتریان خود در حوادثی نظیر تولد، پیش بینی آب و هوا و تفسیرهای هولوگرام از رویدادهای مهم نجومی مانند ابرنواختر ۱۵۷۲ (گاهی اوقات ابرنواختر تیچو) و دنباله دار بزرگ از سال ۱۵۷۷ .

 

بیماری، مرگ و تحقیقات

قبر تیکودر پراگ، سنگ قبر جدید از سال ۱۹۰۱

تیکو ناگهان یک بیماری مزمن مثانه یا کلیه را پس از شرکت در مهمانی در پراگ قرارداد و در روز ۲۴ اکتبر ۱۶۰۱، در سن ۵۴ سالگی، در سن ۲۴ سالگی به دنیا آمد. طبق گزارش دست اول کپلر، تیکو حاضر بود از مهمانی خودداری کند زیرا این موضوع نقض قوانین بوده است. پس از بازگشت به خانه او دیگر قادر به ادرار نشد، به جز در نهایت در مقادیر بسیار کم و با درد مضطرب. شب قبل از مرگش او از دلیری رنج می برد که طی آن اغلب شنیده می شود که گریه کند که امیدوار است که به نظر بیادماند. پیش از مرگ، او از کپلر خواست تا پایان جداول روودولین را به پایان برساندو ابراز امیدواری کرد که این کار را با اتخاذ سیستم سیاره ای خود تیکو انجام دهد، نه کاپرنیکوس . گزارش شد که Brahe epitaph خود را نوشته بود، “او مانند یک شهید زندگی می کرد و مانند یک احمق مرده”. یک پزشک معاصر مرگ خود را به یک سنگ کلیه نسبت داد ، اما در طی کالبد شکافی که بعد از بدنش در سال ۱۹۰۱ تجدید حیات یافت، هیچ سنگ کلیه ای یافت نشد، و ارزیابی پزشکی قرن بیستم این است که احتمال مرگ او بیشتر است اورمی .
تحقیقات در دهه ۱۹۹۰ نشان می دهد که تیکوممکن است از مشکلات ادراری مرده باشد، بلکه به جای مسمومیت با جیوه . گمانه زده شد که او عمدا مسموم شده است. دو مظنون اصلی دستیار او، یوهانس کپلر بود که انگیزه اش برای دسترسی به آزمایشگاه و مواد شیمیایی Brahe بود، و پسر عموی او، اریک بره، به ترتیب دشمن دوست دشمن مسیحی IV به دلیل شایعاتی که تیکو با مادر مسیحی رابطه داشته است.

طراحی یک ربع بزرگ استفاده شده توسط تیکو
او به سطح دقت در موقعیت های برآورد شده ای از اجسام آسمانی که به طور مداوم در عرض ۱ دقیقه از مکان های واقعی آسمانی خود بودند، آرزومند بود و همچنین ادعا کرد که این سطح را به دست آورده است. اما در واقع بسیاری از موقعیت های ستاره ای در کاتالوگ ستاره هایش، دقیق تر از آن بودند. اشتباهات متوسط برای موقعیت های ستاره ای در فهرست نهایی منتشر شده، حدود ۱، ۵ بود، که نشان می دهد تنها نیمی از نوشته ها دقیق تر از آن هستند و خطای کلی کلی در هر مختصات حدود ۲ است. اگر چه مشاهدات ستاره ای که در سیاهه های مربوط به مشاهدات آنها ثبت شده بود، دقیق تر بود، از ۳۲٫۳ تا ۴۸٫۸ برای ابزارهای مختلف، خطاهای سیستماتیک به اندازه ۳ ‘به برخی از موقعیت های ستاره ای تیکو منتشر شده در کاتالوگ ستاره خود – به عنوان مثال، به عنوان استفاده از او از ارزش والای اشتباه اختلاف منظر و غفلت از refraction polestar. رونویسی اشتباه در کاتالوگ ستاره نهایی منتشر شده، توسط دفاتر رسمی در استخدام ، منبع خطاهای حتی بزرگتر، گاهی اوقات توسط بسیاری از درجه.
اشیاء آسمانی که در نزدیکی افق دیده می شوند و به علت انشعاب اتمسفر ، با ارتفاع بیشتری نسبت به حقیقت واقعی ظاهر می شوند ، یکی از مهمترین نوآوری های تیکو این بود که اولین جداول را برای تصحیح سیستماتیک این منبع احتمالی خطا اما به همان اندازه پیشرفته، آنها هیچ refraction هر بالاتر از ۴۵ درجه برای refraction خورشید، و هیچ برای نور ستاره در بالای ارتفاع ۲۰ درجه.

 

تیکو و فیزیک

با توجه به فیزیک، تیکو تصریح کرد که زمین تنها بسیار کند و سنگین است که به طور مداوم حرکت می کند. با توجه به فیزیک پذیرفته شده ارسطو از زمان، آسمان (که حرکات و چرخه های آن پیوسته و بی پایان بود) از “اتر” یا “Quintessence” ساخته شد ؛ این ماده، بر روی زمین یافت نشد، نور، قوی و غیر قابل تغییر بود و حالت طبیعی آن حرکت دایره ای بود. در مقابل، زمین (جایی که اشیا به نظر می رسد حرکت را تنها زمانی که نقل مکان کرد) و چیزهایی که در آن ساخته شده از مواد که سنگین و حالت طبیعی بود استراحت. بر این اساس، تیکو گفت که زمین بدن “تنبل” است که به راحتی منتقل شده است. بنابراین، در حالی که تیکو اذعان کرد که روزانه افزایش و تنظیم خورشید و ستاره ها می تواند توسط چرخش زمین توضیح داده شود، همانطور که Copernicus گفته بود، هنوزچنین حرکت سریع نمی تواند به زمین تعلق داشته باشد، بدن بسیار سنگین و متراکم و مات است، اما متعلق به خود آسمان است و شکل و ماده ی ظریف و ثابت آن، به هر حال سریع است، مناسب برای حرکت دائمی است.

 

تیکو و نجوم

با توجه به ستارگان، تیکو همچنین معتقد بود که اگر زمین سالانه به خورشید فرو می ریزد، باید در طول هر شش ماه یک اختلاف منظر ستارهای دیده شود ، که در آن جهت گیری زاویه ای یک ستاره مشخص به دلیل موقعیت تغییر زمین تغییر می کند. (این اختلاف منظر وجود دارد، اما آنقدر کوچک است که تا سال ۱۸۳۸، زمانی که فریدریش بسل یک پاراگراف از ۰٫۳۱۴ عدد ثانیه ستاره ۶۱ سیگنی را کشف کرد، یافت نشد . توضیح کوپرنیک برای این فقدان اختلاف منظر، این بود که ستارگان چنین فاصله ای بزرگ از زمین بودند که در مقایسه با زمین، مدار زمین تقریبا ناچیز بود. با این حال، تیکواشاره کرد که این توضیح مشکلی دیگر را نشان می دهد: ستاره هایی که توسط چشم غیر مسلح دیده می شوند، کوچک هستند اما برخی از اندازه ها دارای ستاره های برجسته تر مانند Vega هستند که بیشتر از ستاره های کوچکتر مانند Polaris ظاهر می شوند که به نظر می رسد بزرگتر از بسیاری دیگر است . تیکو مشخص کرده است که یک ستاره معمولی تقریبا یک دقیقه با اندازه قوس اندازه گیری شده است و دو یا سه برابر آن برجسته تر است. در نوشتن به کریستوفر روتمنیکی از ستاره شناسان کوپرنیک، تیکو از هندسه پایه ای استفاده کرد تا نشان دهد که با در نظر گرفتن یک اختلاف منظر که فقط از تشخیص فرار کرد، فاصله تا ستاره ها در سیستم کوپرنیک باید ۷۰۰ برابر فاصله از خورشید تا زحل باشد. علاوه بر این، تنها راه ستاره ها می تواند بسیار دور باشد و اندازه های آنها در آسمان نیز به نظر می رسد، اگر حتی ستارگان متوسط نیز غول پیکر باشند – حداقل تا آنجا که بزرگتر از مدار زمین هستند و البته بسیار بزرگتر از خورشید است. و، تیکو گفت، ستاره برجسته تر باید هنوز بزرگتر است. و اگر اختلاف نظر حتی کوچکتر از هر کسی بود فکر می کردم، بنابراین ستاره ها هنوز دورتر بودند؟ سپس همه آنها باید بزرگتر باشند. تیکوگفت اگر دوست دارید، این چیزها را از نظر هندسی کنار بگذارید، و خواهید دید که چقدر بی معنا (بدون اشاره به دیگران) با فرض این [حرکت زمین] همراه استنتاج همراه است. کاپرین ها پاسخ هندسی به هندسه تیکو را ارائه می دهند: ستاره های تایتانیک، ستاره های دور ممکن است غیر منطقی به نظر برسند، اما آنها نبودند، زیرا خالق می توانست خالق خود را بزرگ کند، اگر بخواهد. در واقع، روتمن به این استدلال تیکو پاسخ داد:

“کلاه [پوسته پوسته] در مورد [ستاره ای متوسط] با اندازه برابر با کل [مدار زمین] بسیار پوچ است؟ این چه چیزی بر خلاف اراده الهی است یا توسط طبیعت الهی غیرممکن است یا توسط طبیعت بی نهایت غیر قابل قبول است؟ این چیزها باید به طور کامل توسط شما نشان داده شود، اگر بخواهید از هیچ چیز پوچ بودن را بیاموزید. این چیزهایی که در نگاه اول به نظر شگفت انگیز می رسد، به راحتی به پوچی می انجامد؛ زیرا در واقع سعادت و عظمت الهی بسیار بیشتر است از آنچه که آنها می فهمند.از عظمت جهان و اندازه ستارگان تا اندازه ای که دوست دارید – را به شما تحمیل می کند – این ها هنوز هم نسبت به خالق بی نهایت ندارند. این نشان می دهد که پادشاه بزرگتر، قصر بزرگتر و بزرگتر است با توجه به عظمت او، چقدر عالی است که قصر را به خدا نزدیک کنید؟ “

دین نقش مهمی در زمین شناسی تچو ایفا کرد – وی به اقتباس از کتاب مقدس در نشان دادن زمین به عنوان استراحت اشاره کرد. او به ندرت از استدلال های کتاب مقدس به تنهایی استفاده می کرد (به همین جهت او از اعتراض ثانوی ایده ی حرکت زمین برخوردار بود) و در طول زمان به استدلال های علمی تمرکز می کرد اما جدی به استدلال های کتاب مقدس پرداخت.

مدل ۱۵۸۷ ژئو-هلیو سانتریفوژ تیکو در مقایسه با سایر ستاره شناسان جیوه -هلوی مرکزی مانند پل ویتیچ ، ریماروس اورسوس ، هلیسیوس روئسین و دیوید اوریونوس، در آن مدار سیاره مریخ و خورشید متقاطع است. این به این دلیل بود که تیکو تصور می کرد فاصله مریخ از زمین در مخالفت (یعنی زمانی که مریخ در طرف مقابل از آسمان از خورشید است) کمتر از خورشید از زمین بود. تیکواین را باور کرد زیرا او معتقد بود مریخ اختلاف منظر روزانه بیشتری نسبت به خورشید دارد. اما در سال ۱۵۸۴ در نامه ای به یکی از ستاره شناسان بروسوس، او ادعا کرده بود که مریخ در مخالفت ۱۵۸۲ از خورشید بوده است، زیرا او مشاهده کرده است که مریخ اختلاف منظم روزانه و یا تقریبا هر روزه دارد. او گفت او مدل مدل کوپرنیک را رد کرد زیرا پیش بینی کرد که مریخ تنها در دو سوم فاصله خورشید باشد.تیکو اما او ظاهرا ذهن خود را به این نکته تغییر داد که معتقد است که مریخ در مخالفت نزدیک زمین بود تا اینکه خورشید بود، اما ظاهرا بدون شواهد معتبر قابل مشاهده در هر اختلاف منظر قابل تشخیص نیست. چنین تقاطع مدار مرئی و خورشید به این معناست که هیچ کره ای جامد چرخشی نمی تواند وجود داشته باشد، زیرا احتمالا نمی تواند در آن نفوذ کند. مسلما این نتیجه گیری به طور مستقل به این نتیجه رسید که ستاره دنباله دار ۱۵۷۷ فوق لرزه ای بود چرا که پاراکسون روزانه کمتر از ماه را نشان می دهد و در نتیجه باید از هر کره آسمانی عبور کند.

 

 

نظریه قمری

سهم متمایزی تیکو در نظریه قم شامل کشف تغییرات طول جغرافیایی ماه است. این نشان دهنده بزرگترین نابرابری طول جغرافیایی پس از معادله مرکز و اخراج است . او همچنین لابیس را در جهت مدار هواپیما ماه، نسبت به عددی (که ثابت نیست حدود ۵ درجه به عنوان پیش از او معتقد بود، اما از طریق طیف وسیعی از بیش از یک چهارم از درجه) کشف کرد، و نوسانات همراه در طول گره قمری. اینها اختلال در عرض جغرافیایی ماه را نشان می دهند. تئوری قمر تیکو دو برابر تعداد نابرابری های متمایز قمری نسبت به آن دسته از شناخته شده های قدیم بوده و اختلاف نظر نظریه قمری را حدود ۱/۵ از مقادیر قبلی خود کاهش داده است. این کتاب پس از مرگ توسط کپلر در سال ۱۶۰۲ منتشر شد و فرم مشتق شده کپلر در جداول روودولفین ۱۶۲۷ کپلر ظاهر می شود .

 

 

تحولات بعدی در نجوم

کپلر استفاده سوابق تیکو از حرکت مریخ به استنباط قانون حرکت سیارات ،را قادر می سازد محاسبه جداول نجومی با دقت بی سابقه ای (به جداول Rudolphine ) [N 7] و ارائه پشتیبانی قدرتمند برای خورشید مرکزی مدل از سیستم های خورشیدی .

کشف جبری برد ستاره ای جیمز برادلی که در سال ۱۷۲۹ منتشر شد، در نهایت به شواهد مستقیم منجر شد که امکان تمام انواع ژئومورفولوژیکی از جمله تیکو را نادیده گرفت. تنها می تواند رضایتبخش ستاره ای بر اساس اینکه زمین در مدار سالانه در اطراف خورشید است، با سرعت چرخشی که با سرعت محدود نور که از یک ستاره یا سیاره مشاهده می شود، ترکیب شده است، تا به جهت جهت ظاهری بدن تاثیر بگذارد مشاهده شده.

 

 

کار در پزشکی، کیمیاگری و طالع بینی

تیکوهمچنین در پزشکی و کیمیاگری کار می کرد. او تحت تأثیر Paracelsus شدیدا تحت تاثیر قرار گرفت و بدن انسان را مستقیما تحت تاثیر اجسام آسمانی قرار می داد. دیدگاه Paracelsian در مورد انسان به عنوان یک میکروکوزم و اخترفیزیک به عنوان علم همبستگی جهانهای آسمانی و بدن نیز توسط فیلیپ ملانچتون به اشتراک گذاشته شد و دقیقا یکی از نقاط اختلاف بین ملانچتون و لوتیر بود و از این رو بین فیلیپس و گنیوس لوتران [تیکوارتباط معقول بین تجربی و علوم طبیعی از یک طرف و دین و طالع بینی از سوی دیگر وجود دارد.تیکو با استفاده از باغ گیاهی بزرگ خود در اورانیبورگ، چندین دستورالعمل برای داروهای گیاهی تولید کرد و از آنها برای درمان بیماری هایی مانند تب و طاعون استفاده کرد. در زمان خود تیکونیز برای کمک های خود را به پزشکی مشهور است؛ داروهای گیاهی خود را تا اواخر دهه ۱۹۰۰ مورد استفاده قرار داد. بیانات تیکوروزها در فولکلور اسکاندیناوی، به تعدادی از “روزهای بی بدیل” اشاره شده است که در بسیاری از تقویم ها در دهه ۱۷۰۰ نشان داده شده است، اما هیچ ارتباط مستقیمی با تیکو یا کار او ندارند. آیا به این دلیل که او متوجه شد که اختربینی علم تجربی نیست یا به خاطر اعمال ناشی از مذهب از آن متاثر بود، به نظر می رسد که تیکو تا حدودی مبهم است نسبت به کار طالع بینی خود. به عنوان مثال، دو تن از رساله های اخترشناسی او در مورد پیش بینی آب و هوا و یک کتاب المعارفی به نام اساتید او منتشر شد، به رغم این واقعیت است که او به طور شخصی کار می کرد. برخي از محققان استدلال كرده اند كه در طي دوره حرفه اي خود از اعتقاد به طالع بيني دوري كرده است و ديگران كه به سادگي ارتباطات عمومي خود را در اين موضوع تغيير داد، چنانكه متوجه شد كه ارتباط با طالع بيني مي تواند بر جذب كار نجوم تجربي او تأثير بگذارد.

 

 

میراث

بنای یادبود تیکوو Johannes Kepler در پراگ

میراث علمی

اگرچه مدل سیاره ای تیکو به زودی بی اعتبار شد، اما مشاهدات نجومی او نقش مهمی در انقلاب علمی بود . دیدگاه سنتی تیکو این است که او عمدتا تجربی است که استانداردهای جدیدی را برای سنجش دقیق و عینی تعیین کرده است. این ارزیابی در ۱۶۵۴ بیوگرافی پیر گاسندی ، تیکوequiti Dani، astronomorum coryphaei، vita را ایجاد کرد . این توسط بیوگرافی یوهان درایر در سال ۱۸۹۰ پیشرفت کرد، که طولانی ترین کار تاثیرگذار در تیکوبود. به گفته مورخ علمی Helge Kragh، این ارزیابی از مخالفت گاسندی با ارسطویی و دکارتیو نتواند به تنوع فعالیت های تیچو بپردازد.

 

 

میراث فرهنگی

کشف ستاره جدید تیکوالهام بخش شعر ادگار آلن پو ” ال آرارات ” بود. در سال ۱۹۹۸، مجله آسمان و تلسکوپ مقاله ای از دونالد ولسون اولسون، مریلین، سلیس اولسون و راسل ل. آیشر منتشر کرد که بخشی از آن است که ابرنواختر تیچو نیز “ستاره ای است که به سمت غرب از قطب” در شکسپیر هملت .

دهانه قمر تیکوبه افتخار او نامگذاری شده است،همچنین تیکوحفره در مریخ و سیاره جزئی تیکو در کمربند سیارک. روشن، SN 1572 نیز به عنوان نوا تیچو شناخته شده است و Planetarium تیچو بره در کپنهاگ نیز به نام او نامیده می شود، همان گونه که قبیله تیکو نخل است .

 

آثار

De Mundi Aetherei Recentioribus Phaenomenis Liber Secundus (Uraniborg، ۱۵۸۸؛ پراگ، ۱۶۰۳؛ فرانکفورت، ۱۶۱۰)
Tychonis Brahe Astronomiae Instauratae Progymnasmata (پراگ، ۱۶۰۲/۰۳؛ فرانکفورت، ۱۶۱۰)

نوشته زندگینامه تیکو براهه اولین بار در فیزیکدان. پدیدار شد.